خدایا روز امیدم به سر شد
گل عیش و نشاطم بی ثمر شد
سه چار روزی که من بودم در این دیر
به آه وناله و غم مختصر شد
سلام عزیزان . با کلیک بر روی عکس زیر آهنگ نقطه سر خط را از رضا صادقی دانلود کنید .
من میگم حتمی این کارو بکنید چون هم زیباست هم حرف دله خیلی از ماهاست از جمله من!!!

دلم مي خواست من باشمو تو با يک دنياي خالي . دوست داشتم تو باشي منو دو قلب ﭘر احساس . اما نميشه
بدون تو دنيا برام ارزشي نداره .کاش خودم مي مردم . اما مرگ لحظه هاي ﭘر احساس زندگيمو نمي ديدم.خدايا چه سخته.تحملش چه سخته
اما مي دونم که اگه نشد باهم باشيم . قلبامون هنوز با همه . من الان بيش از هر زماني اون دلي که بهم دادي تو قلبم حس مي کنم
امشب اگه تنهام
اگه نيستي باهم اشک بريزيم . اما ضربان قلبتو توي دلم احساس مي کنم
اگه هر شب از شوق فکر بودن با تو خوابم نمي برد . امشب از درد جدايي و غم نبودنت نمي تونم بخوابم
نيستي اما من حست مي کنم . باهام حرف نمي زني اما من صداتو مي شنوم که تو دلت داري حرف مي زني . نمي بينمت اما تو ذهنمي
من موندم با يک جاده بي انتها که از اين به بعد کسي رو براي همراهي ندارم . چه دردناکه . قدرت تحملشو ندارم . اما چاره اي جز تحمل ندارم
زندگي با من چي کار کرد؟ امشب چه طولاني شده . بغضمم نميشکنه . امشب همه چيز عزاب آور شده . سکوت٫ بغض خفه کننده٫ فکر تو٫ صداي ضربان قلبم٫ تحمل٫ نفس کشيدنم٫ باور لحظه هام و نگه داشتن دلی که تو به من دادی
سخته. سخت تر از حد توانم. حست ميکنم. با همه وجود حست مي کنم. مي دونم که الان داري به من فکر مي کني. مي دونم. باور دارم
با من نيستي اما من تو رو با ذره ذره وجودم حس مي کنم
مي دونم که تو هم منو حس مي کني
يک بار بهت گفته بودم. الان بازم ميگم. به تو ساده دل ندادم که بري ساده ز يادم.هر چقدر بيشتر فکر مي کنم کمتر مي تونم باور کنم که ديگه باهم نيستيم
چه پاک بود اين احساسي که بين ما بود.چه ساده بوديم هردومون
ما که توقع زيادي نداشتيم. فقط مي خواستيم خودمونو فداي احساسي که برامون ارزش داشت بکنيم. اما نشد
زندگي به ما مهلت نداد
خدايا زندگي چه بي رحمه
ما که توقع زيادي نداشتيم. فقط مي خواستيم با هم باشيم. اما زندگي اين حقو از ما گرفت. کاش بودي و مي ديدي که بدون تو دليلي براي ادامه ندارم
دوست ندارم با تو بودنامو از ذهنم بيرون کنم
من طاقتم داره تموم ميشه. چقدر دلم برات تنگ شده
دلم بد جوري گرفته. اما اين بار تو نيستي که برات از دل تنگيام بگم. ستاره دلتنگي هاي منم امشب تو آسمون گم شده. پيداش نمي کنم
اين شبم که به آخر نميرسه
خدايا اين زجر تا کي مي خواد ادامه داشته باشه؟ چرا وقتهایی که با هم مي خنديديم زود گذشت؟ ولي امشب که با هم نيستيم ﭘايان نداره؟
مي خوام از خدا بخواهم که به هر دومون کمک کنه. من دعا مي کنم تو هم دستاتو بالا بگير تا دعامون بر آورده بشه. مي دونم که سخته اما بيا باور کنيم که براي ما بازگشت امکان نداره
نمي دونم امشب تا کي مي خواهد طول بکشه
اما من تحمل مي کنم. تو هم تحمل کن. ميدونم که ميگي سخته. مي دونم که داري اشک ميريزي و ميگي نميخوام
اما اينم مي دوني که ما مجبوريم زير بار غصه هامون طاقت بیاریم. پس منم با تو اشک ميريزم و سعي مي کنم که با هر قطره اشکم هم باورمو بيشتر کنم و هم احساسمو
دوستت دارم براي هميشه. مي دونم که تو هم تا آخرين لحظه دوستم خواهي داشت
مي خوام برم . برمو از فردا با سکوت و دل شکستم يک زندگي بي دليلو شروع کنم. ميخوام برم و با همه اين چيزايي که اتفاق افتاد باز خدارو شکر کنم. تو هم برو. برو تا کم کم بتوني باور کني که هميشه هر چي تو زندگي دوست داشته باشي بهش نميرسي
دلم برات چه تنگه وای . دوریت میکشم
دنيا حسابي مارو دور خودش دوونده. صبرم زياده اما عمري ديگه نمونده
برام سخته. خيلي هم سخته
اما بايد بگم
خداحافظ زيباترين لحظه هاي زندگي من. خداحافظ خاطرات من. خداحافظ عشق من
خداحافظ براي هميشه
نویسنده : محمد ایمان رازقی


میدونی آدما بین (الف) و (ی) قرار دارند.![]()
بعضی ها مثل (ب) برات میمیرند.
بعضی ها مثل (د) دوستت دارند.![]()
بعضی ها مثل (ع) عاشقت میشوند.
ویا مثل (م) منتظرت می مونند تا یه روز مثل (ی) یارت بشوند.![]()
و اینم یک گفت و گوی زیبا
من ميگم بهم نگاه كن *تو ميگي كه جون فدا كن
من ميگم چشات قشنگه *تو ميگي دنيا دو رنگه
من ميگم چه قدر تو ماهي * تو ميگي اول راهي
من ميگم بمون هميشه * تو ميگي ببين نميشه
من مي گم خيلي غريبم * تو ميگي نده فريبم
من ميگم خوابت رو ديدم * تو ميگي ديگه بريدم
من مي گم هدف وصاله * تو ولي ميگي محاله
من ميگم يه عمره سوختم * تو ميگي قلبم رو دوختم
من ميگم چشمات و وا كن * تو ميگي من و رها كن
من ميگم خيلي ديوونم * تو ميگي آره مي دونم
من ميگم دلم شكسته ست * تو ميگي خوب ميشه خسته ست
من ميگم بشين كنارم * تو ميگي دوستت ندارم
من ميگم بهم نظر كن * تو ولي ميگي سفر كن
من ميگم واسم دعا كن * تو ميگي نذر رضا كن
من ميگم قلبم رو نشكن * تو ميگي من مي شكنم من ؟
من ميگم واست مي ميرم * تو ميگي نمي پذيرم
من ميگم شدم فراموش؟ * تو ميگي نه ، رفتم از هوش
من ميگم كه رفتم از ياد ؟ * تو ميگي نه مرده فرهاد
من ميگم باز شدي حيروون ؟ * تو ميگي بيچاره مجنون
من ميگم ازم بريدي ؟ * تو مي پرسي نا اميدي ؟
من ميگم واسم عزيزي * تو ميگي زبون ميريزي؟
من ميگم تو خيلي نازي * تو ميگي غرق نيازي
من ميگم دلم رو بردي * تو ميگي به من سپردي ؟
من ميگم كردم تعجب * تو ميگي ديگه بگو خب
من ميگم تنهايي سخته * تو ميگي اين دست بخته
من ميگم دل تو رفته * تو ميگي هفت روزه هفته
من ميگم راه تو دوره * تو ميگي چاره عبوره
من ميگم مي خوام بشم گم * تو ميگي حرفاي مردم ؟
من ميگم نگذري ساده ؟ * تو ميگي آدم زياده
من ميگم دل به تو بستن ؟ * تو ميگي اينقده هستن
من ميگم تنهام ميذاري ؟ * تو ميگي طاقت نداري ؟
من ميگم خدا به همرات * تو ميگي چه تلخه حرفات
من ميگم اهل بهشتي * تو ميگي چه سرنوشتي
من ميگم تو بي گناهي * تو ميگي چه اشتباهي
من ميگم كه غرق دردم * تو ميگي مي خوام بگردم
من ميگم چيزي مي خواستي ؟ * تو ميگي تشنمه راستي
من ميگم از غم آبه * تو ميگي دلم كبابه
من مي گم برو كنارش * تو ميگي رفت پيش يارش
من ميگم با تو چيكار كرد ؟ * تو ميگي كشت و فرار كرد
من ميگم چيزي گذاشته ؟ * تو ميگي دو خط نوشته
من ميگم بختش سياهه * تو ميگي اون بي گناهه
من ميگم رفته كه حالا * تو مي گي مونده خيالا
من ميگم مي آد يه روزي * تو ميگي داري مي سوزي
من ميگم رنگت چه زرده * تو مي پرسي بر ميگرده ؟
من ميگم بياد الهي * تو ميگي كه خيلي ماهي
من ميگم ماهت سفر كرد * تو ميگي تو رو خبر كرد ؟
من ميگم هر كي با ماهش * تو ميگي بار گناهش؟
من ميگم تو بي وفايي * تو ميگي بريم يه جايي
من ميگم دلم اسيره * تو ميگي نه خيلي ديره
من ميگم خدا بزرگه * تو ميگي زندگي گرگه
من ميگم عاشق پرنده ست * تو ميگي معشوق برنده ست
من ميگم به روزها شك كن * تو ميگي بهم كمك كن
من ميگم خدانگهدار * تو ميگي تا چي بخواد يار
من ميگم كه تا قيامت * برو زيبا به سلامت
پشت تو آب نمي ريزم * كه نروندت عزيزم
اینم یک عکس زیبا و با منظور


مي دوني؟
يه اتاقي باشه گرمه گرم..روشنه روشن..
تو باشي منم باشم..
کف اتاق سنگ باشه سنگ سفيد..
تو منو بغلم کني که نترسم..که سردم نشه..که نلرزم..
اينجوري که تو تکيه دادي به ديوار..پاهاتم دراز کردي..
منم اومدم نشستم جلوت و بهت تکيه دادم..
با پاهات محکم منو گرفتي ..دو تا دستتم دورم حلقه کردي..
بهت مي گم چشماتو مي بندي؟
ميگي اره بعد چشماتو مي بندي ...
بهت مي گم برام قصه مي گي ؟ تو گوشم؟
مي گي اره بعد شروع مي کني اروم اروم تو گوشم قصه گفتن..
يه عالمه قصه طولاني و بلند که هيچ وقت تموم نمي شن..
مي دوني؟
مي خوام رگ بزنم..رگ خودمو..مچ دست چپمو..يه حرکت سريع..
يه ضربه عميق..بلدي که؟
ولي تو که نمي دوني مي خوام رگمو بزنم ..تو چشماتو بستي ..نميدوني
من تيغ رو از جيبم در ميارم..نمي بيني که سريع مي برم..نمي بيني
خون فواره مي زنه..رو سنگاي سفيد..نمي بيني که دستم مي سوزه
و لبم رو گاز مي گيرم که نگم اااخ که چشماتو باز نکني و منو نبيني..
تو داري قصه مي گي..
من شلوارک پامه..دستمو مي ذارم رو زانوم..خون مياد از دستم ميريزه
رو زانوم و از زانوم ميريزه رو سنگا..قشنگه مسير حرکتش..
حيف که چشمات بسته است و نمي توني ببيني..
تو بغلم کردي..مي بيني که سرد شدم..محکم تر بغلم ميکني که گرم بشم..
مي بيني نا منظم نفس مي کشم..تو دلت ميگي آخي دوباره نفسش گرفت.
مي بيني هر چي محکم تر بغلم مي کني سرد تر ميشم..
مي بيني ديگه نفس نمي کشم..
چشماتو باز ميکني مي بيني من مردم..
مي دوني ؟ من مي ترسيدم خودمو بکشم از سرد شدن ..از تنهايي مردن..
از خون ديدن..وقتي بغلم کردي ديگه نترسيدم..
مردن خوب بود ارومه اروم...
گريه نکن ديگه..من که ديگه نيستم چشماتو بوس کنم بگم خوشگل شدياااا
بعدش تو همون جوري وسط گريه هات بخندي..
گريه نکن ديگه خب؟ دلم مي شکنه..
دل روح نازکه.. نشکونش خب؟؟
آره . اونقده گریه میکنی بالا سرم که نگو . چه قشنگه قاطی شدن گریتو خونم . اما نه دیگه . بسته . تو رو خدا بسته . شورش نکن دیگه . به خدا نمیخواستم . اونقده گریه میکنی که ... . از حال میری . از دوریم دق کردی . چند ساعتی از مردنم نگذشته که تو هم از دوری و دلتنگی به من ملحق میشی . به خدا اگر میدونستم اینقده واسم گریه میکنی غلط میکردم این کارو بکنم . حالا تو اینجایی . بازم کنار من . اما مدت کمی کنارتم . منو میبرن . من حود کشی کردم . اما تو از عشق مردی . راهمون جداست .
مجازات خودکشی در مقابل زجر دوری از تو هیچی نیست . خودتو برسون که مردمم داره از دوریت میمیره !!!
بازدلم بهانه ات را گرفته است


